دليل آن يك رشته ترجمه‌هاي عبري‌، شامل آثار رولاند، تئودوريك بورگونيايي‌، والتر آگيلينوس‌، گيوم كونژني و گيلبرت انگليسي است‌. اغلب اين ترجمه‌ها بي‌تاريخ است و احتمال‌ دارد مربوط به مدت‌ها بعد باشد، دوتاشان كه تاريخ دارد، يكي از پايان سده‌ٴ سيزدهم و ديگري از سال 1362، است‌. البته موجوديت اينها قسمتي به‌خاطر اين بود كه پزشكان يهودي روز به روز كمتر عربي مي‌دانستند و بيشتر لاتيني‌، با اين حال اين آثار اگر خواهاني نداشتند ترجمه‌ نمي‌شدند.
6. ويلز. پس از بررسي مآخذ مهم طب جديد اروپا در ايتاليا، فرانسه‌، و انگليس مي‌توان‌ فعاليت‌هاي پزشكي در كشورهاي ديگر، از قبيل ويلز، آلمان و اسكانديناوي را بررسي كرد. احتمال دارد كه پژوهش‌هاي بيشتر موجب شود كه يادداشت‌هايي درباره‌ٴ كشورهاي ديگر هم‌ بنويسيم‌، ولي اين كار در نتيجه‌گيري تأثير چنداني نخواهد داشت‌.
مورد ويلز شايد بيشتر از نظر فرهنگ عامه جالب باشد تا طب محض‌. طب ويلز به وسيله‌ٴ يك رشته متن‌هاي سلتي با عنوان پزشكان ميدواي‌1 عرضه شده است‌. قديمي‌ترين آنها بنابر روايت به پزشكي به نام ريوالُن‌2 منسوب است كه در اوسط اين سده‌، برآمد.
7. آلمان‌. براي درك تعاليم طبي آلمان تنها مجموعه‌هايي از نسخه‌هاي پزشكي را در دست داريم‌.
8. اسكانديناوي‌. در مورد اسكانديناوي اطلاعات خيلي بهتري در دست داريم‌. قبلاً، از رافن‌ اسفينبيورنسُن‌، رئيس ايسلندي سخن گفتم‌، كه نه فقط به نروژ، بلكه به كشورهاي جنوب اروپا از جمله اسپانيا سفر كرد و سرانجام‌، به ايسلند بازگشت‌. گويند او با روش كلسوس به درآوردن‌ سنگ مثانه اقدام كرد.
هنريك هارپستراينگ (1244)، پزشك بزرگ دانماركي‌، معلومات سالرنويي را در اروپاي‌ شمالي معرفي كرد، و در رساله‌هاي گوناگونش درباره‌ٴ طب‌، اخترگويي و موضوع‌هاي مربوط بدان از آن بحث كرد. هرچند معلوماتي كه او انتقال داد اندكي كهنه‌تر از چيزهايي بود كه گيلبرت‌ انگليسي‌، و گيوم كونژني در همان زمان‌، در اروپاي باختري انتشار دادند. آثار او از نوشته‌هاي‌ قديمي‌تر سالرنويي مقدم بر نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دوازدهم‌، اقتباس شده بود. حال آن كه آثار گيلبرت و ويليام معرف مرحله‌ٴ بعدي‌، يعني دوره‌ٴ روجر سالرنويي بود.
9. مسلمانان شرقي‌. تعدادي پزشك معروف در مصر و در قلمرو خلافت شرقي بودند، ولي‌ هيچ كدام عظمت چنداني نداشتند3. اغلب آنان قبلاً در مقام فيلسوف‌، يا رياضيدان‌، يا شخصيت‌


Meddygon Myddvai .1
Rhiwallon .2
3 .با اين همه‌، احمد بن عثمان قيسي‌، كه در دهه‌ٴ پنجم در قاهره برآمد، چشم‌پزشك ممتازي بود. او را فراموش كرده بودم‌، ولي در پيوست اين اشتباه را جبران‌ كردم‌.